عشق

فرشید پسر خیلی خوبی و مودبی بود ولی تو دوست پیدا

کردن حسابی بی دست و پا بود موقع حرف زدن با دختر

به من و من و هِن و هِن و پت و پت می افتاد .

با هزار مشکل و خواهش و تمنا ،

صابر براش یه دوست دختر پیدا کرد.

زهره دوست مریم دوست دختر صابر بود.

که به فرشید معرفی شد .

بعد چند وقت زهره و فرشید بهم زدن

از زهره دلیلش رو پرسیدیم گفت

فرشید خیلی مودبه

نمی تونم به یه همچین موجود مودبی عشق بورزم .

عشق باید بسوزونه داغ و آتیشی باشه .

با فرشید عشق شبیه یخ دربهشته نه شعله آتیش.

/ 0 نظر / 41 بازدید